کد خبر: 1858

تاریخ انتشار: 7 اسفند ، 1395

دل نوشته رتبه 1 آزمون دکتری

No votes yet. Please wait… به شکرانه ی تمام زمین خوردن هایم ، برای تو مینویسم موفقیت در دکتری در همین چند قدمی توست…عجله کن…برخیز و دوباره قدم بردار…”…و دوباره ایستادن و دوباره زمین خوردن های پیاپی ام تا رسیدن به هدف…و آنگاه لذت احساس پیروزی !  چه لذت بی نظیری ، زمانی که مدام […]

No votes yet.
Please wait...
کانال تلگرام آزمون دکتری

به شکرانه ی تمام زمین خوردن هایم ، برای تو مینویسم

موفقیت در دکتری در همین چند قدمی توست…عجله کن…برخیز و دوباره قدم بردار…”…و دوباره ایستادن و دوباره زمین خوردن های پیاپی ام تا رسیدن به هدف…و آنگاه لذت احساس پیروزی !

 چه لذت بی نظیری ، زمانی که مدام تلاش می کنی و برای رسیدن به آنچه که می خواهی ، بار ها و بار ها طعم تلخ شکست را به جان می خری و دوباره ، از نو آغاز می کنی …چه پیروزی ارزشمندی…که اگر بدون تلاش بود ، تنها یک نام داشت…”شانس” و یا “اتفاقی تصادفی”…

قاعده این است” باید زمین خورد تا برای دوباره ایستادن ، اراده کرد “…پس زمین خوردن هایت ، شکست تو نیست !…بهانه ای ست برای تکرار زیبای دوباره آغاز کردن های تو،راهنمای راه موفقیتی که در چند قدمی توست برای قبولی در دکتری

سه سال مداوم درس خواندم با تمام مشکلات مالی و خانوادگی، اما اصلا مجاز هم نمیشدم. دائم به اتفاقات گذشته و آینده فکر می کردم…و حال را نادیده می گرفتم…شاید هم تنها وانمود می کردم که حال را نمی بینم…اما هر چه بود ، تنها افسوس گذشته بود و ترس از آینده…و اینگونه تمام لحظه های ارزشمند زندگی ام را تباه می کردم…این امتحان به ظاهر بزرگ و نامنصفانه ی زندگی ، شده بود لحظه لحظه ی زندگی جوانی ام…آن زندگی که همیشه با ذوق و شوق بیش از حدّی در حال ادامه دادنش بودم…عطش و هیجان قبولی در دکتری در من فروکش نکرده بود.

صحبت از امتحان بزرگی بود که نامش جدّیت و خشکی ناخوشایندی به لحظه های زندگی ام می داد…امتحانی که سرنوشت و حیثیتم با آن رقم می خورد…و ورق زندگی ، با حکم آن ، به کلی برمی گشت…امتحانی که شده بود دغدغه ی روزهای گرم تابستانی ام…آنقدر بزرگ شده بود که تمام لحظه های شاد زندگی ام را از من ربوده بود و حالا پیروزمندانه به من پوزخند می زد…اینگونه بود که اجازه ی درست فکر کردن و درست عمل کردن را به من نمی داد…

دقیقا سال گذشته همین موقع بود و  هنوز هم نمی دانستم باید چه کار کنم !…به نظرم زمان داشت از دست می رفت و من باز در همین اول راه ، باخته ام و از قافله جامانده بودم .

بنظرم همه ازمن جلوتر بودند…همه بی رحمانه قدرت نمایی می کردند…همه خیلی از مباحث را تمام کرده بودند، اما من چه ؟!…

غرق در همین افکار بی پایه و اساس خود بودم  که ناگهان
لحظه ای چشمانم را بستم و به فکر فرو رفتم…من ضعیف نیستم…چرا که ضعیف آفریده نشدم…روح من ، قدرت من است…و فرمان زندگی ام ، در دستان خودم…

” راه برای دوباره آغاز کردن ، همیشه باز است ” ؟!

نفس عمیقی کشیدم…سجّاده ام را پهن کردم…یک نیّت پاک و بعد…بسم الله الرّحمن الرّحیم………….

این بار با برنامه ریزی درس خواندم، و با پشتکار رتبه ی 1 آزمون دکتری مال من شد.

امید و تلاش، کلید موفقیت من بعد از ان همه شکست بود.

تو هم همین الان فقط تصمیم بگیر که موفقیت در دکتری از آن توست و برخیز….

پس احساسی که اکنون شما در خود دارید “ناامیدی” است شاید گاهی با کمی ناراحتی و عصبانیت نیز همراه باشد. به شدت بر روی اهداف و پروژه های خود کار می کنید، اما راه به جایی نمی برید و اصلاً دلیلش را هم نمیدانید. تنها چیزی که می دانید این است که ناامید هستید و بدون توجه به این مطلب که تا چه اندازه به سختی تلاش می کنید، به هیچ جایی نمی رسید. انگار که آب در هاون می کوبید و تنها حسی که به شما دست می دهد چیزی نیست جز ناامیدی.

اینجا دقیقاً همان جایی است که همه می گویند: “من کم آوردم” و دست از کار میکشند. قبل از اینکه به چنین بن بستی برخورد کنید، در این بحث ۸ راه غلبه بر ناامیدی را به شما معرفی می کنیم:

از خود سؤال کنید “چه کاری در این شرایط جواب می دهد؟”

رکورد کارهای خود راثبت کنید هر کاری را که با موفقیت انجام می دهید، یادداشت کنید.

بر روی عملی کردن آرزوهای خود تمرکز کنید هدف اصلیتان را در ذهن خود تجسم کنید.

هیاهو” را کنار بگذارید و ساده سازی را رواج دهید

راه حل های چند جانبه شما همیشه چند حق انتخاب متفاوت دارید.

اهل عمل باشید

تجسم نتیجه مثبت بهتر است

مثبت باقی بمانید

 www.phdphd.org

ویژه داوطلبان آزمون دکتری
No votes yet.
Please wait...
حتماً بخوانید   افزایش شانس چاپ مقالات در مجلات علمی
ارسال دیدگاه

شما باید وارد سایت شوید تا بتوانید نظر دهید.