کد خبر: 2218

تاریخ بروزرسانی : 1396/09/05

سرفصل های درس اصول

No votes yet.
Please wait...
کانال تلگرام آزمون دکتری

نام بسته درسی : اصول

——————————————————————————–

فهرست 

  • اصول
  • ثمره بحث صحیحی و اعمی ها
  • تصویر قدر جامع از نظر اعمی ها
  • مشتق
  • امر
  • مرّه یا تکرار
  • واجبات
  • اصل در واجبات
  • مقدمه واجب
  • ویژگی های واجب غیری
  • ضد
  • نظریه اصولی ها در مورد دلالت امر بر نهی از ضد آن
  • اقسام واجبات
  • واجب موسع
  • واجب تخییری
  • واجب تعیینی
  • قید مندوحه
  • استدلال قائلین به جواز
  • قائلین به امتناع
  • دلالت نهی بر فساد
  • مفهوم شرط
  • تعریف اصولی­ها از مفهوم
  • اقساط مفهوم
  • اقسام جملات شرطیه
  • تعدد شرط در وحدت جزا
  • وصف
  • غایت
  • عام و خاص
  • اقسام عام
  • موضوع علم فقه
  • ظن
  • اجماع
  • خبرمتواتر
  • مقدمات انسداد
  • شک
  • برائت
  • فرق اباحه و برائت
  • شبهه حکمیه تحریمیه مع اجمال دلیل
  • شبهه حکمیه تحریمیه مع تعارض نصین
  • شبهه حکمیه و جوبیه
  • شبهه موضوعیه
  • تخییر
  • احتیاط
  • روایات در شبهه محصوره
  • قاعده یَد و سلطنت
  • اضطرار قبل و بعد از علم اجمالی
  • شبهه موضوعیه تحریمیه غیرمحصوره
  • شبهه حکمیه تحریمیه
  • ادلۀ قاعدۀ میسور
  • استصحاب
  • شک در رافعیت موجود
  • ادلّه استصحاب
  • تنبیهات
  • جریان استصحاب در امور تدریجی
  • جریان استصحاب در زمانیات ( لحظه ، ساعت، دقیقه)
  • استصحاب حالی و استصحاب استقبالی
  • چهار صورت مجهول التاریخیین
  • یک حادث معلوم التاریخ و یکی مجهول التاریخ
  • قیاس
  • ادلّه قائلین به حجیت قیاس
  • تعارض و تزاحم
  • مرجحات منصوصه در روایات
  • تقسیمات حکومت
  • قانون جمع
  • تخییر
  • منابع این بسته درسی

 بخش هایی از بسته درسی 

اصول

تعریف اصول و فقه :‌ فقه خود احکام است . در اصول مبانی بدست آوردن حکم شرعی را بدست می آوریم . در اصول چگونه حکم شرعی را بدست می آوریم . اصول علم کاربردی است و فقه علم نظری است .

1-تعریف اصول : القواعد الممهده لاستنباط الاحکام الشرعیه الفرعیه من ادلتها » (کتاب ،‌سنت ،عقل ،اجماع )

این تعریف دارای 6 قید است .

ترجمه : مجموعه قواعدی که آورده شده برای استنباط (بدست آوردن حکم ) احکام شرعیه (فتوای شرعی ) فرعیه که از دلیل های تفصیلی آمده است .

2-صناعه یعرفٌ بها القواعد التی یمکن ان تقع فی طریق استنباط الاحکام و اللتی ینهی الیها فی مقام العمل .

صناعتی که ما به وسیله آن قواعدی که ممکن است در مسیر استنباط حکم شرعی قرار گیرد را می شناسیم و همچنین چیزهایی که منتهی به حکم شرعی می شود. ما قواعدی را در اصول می خوانیم که با آن به استنباط می رسیم .

برای مثال می خواهیم تکلیف نماز را در کره ماه پیدا کنیم که از یکسری قواعد استنباط می کنیم و پاسخ می دهیم ( کتب علیکم الصیام ). کتب علی =  فرض           واجب

از روایات هر جا «کتب علی » آمده یعنی وجوب را می فهمیم یا اینکه صوموا یعنی روزه بگیرید . اثبات  می کنیم که در علم اصول که فعل امر دلیل بر وجوب است وقتی این قاعده ثابت شد می گوییم که هر گاه در قرآن به فعل امر برخورد کردیم دلالت بر وجوب است .

مقدمه واجب،‌ واجب است . یعنی نماز خواندن واجب است و وضو گرفتن مستحب اما برای خواندن نماز ،وضو واجب می شود . چون مقدمه واجبی قرار گرفته است.

& نکته : برای انجام واجب باید مقدماتش را انجام داد و مقدماتش واجب است .

موضوع علم :‌ موضوع علم برای این است که محدوده علم را متمایز کنیم . در علم اصول از چگونه بدست آوردن ها بحث می کنیم .

مبانی نظرات موجود                        1-  مسائل:‌ یعنی ببینیم که مسئله علم چیست ؟مثلاً در شیمی مسائل

در موضوع علم:                  علم به مواد و شناسایی آن بر می گردد و یا در ریاضی به معادلات .

                                                2-  موضوعات : موضوع علم پزشکی سلامت. موضوع علم ریاضی

                                                حل مجهولات است .

                                                3-  غرض : غرض هر علم چیست ؟ غرض علم اصول استنباط است و

                                                غرض‌فقه‌آشنایی با احکام و غرض پزشکی سلامتی‌و کشف ‌بیماریست.

موضوع علم اصول آشنایی با طریق استنباط احکام شرعی است و مسائل اش هم مجموعه قواعد ممهده (آماده شده ) است و غرض اش هم خود استنباط می باشد .

حقیقت شرعیه : هی استعمال الشارع –بعنوان الحقیقه لالفاظ عبادات و غیر ها فی معانٍ مخترعه له –استعمال نمودن شارع به عنوان الفاظ به عنوان حقیقت در عبادات ومعاملات .

قبل از اینکه اسلام بیاید الفاظی مثل دعا بوده است . وقتی پیامبر آمده همه عربی صحبت می کردند ولی الفاظ تغییر کرد. به عمل خاصی روزه می گفتند که به عمل خاصی صلاة‌ می گفتند . یک سری الفاظ را شارع و اسلام برایشان تعیین کردند . قبل از اسلام صلاه معنای دعا داشت ولی بعد از اسلام معنای نماز گرفت و که معنای حقیقی به آن داده است .

در واقع وقتی ما پذیرفتیم لفظی دارای حقیقت شرعیه است اگر در روایت برخورد کردیم به این لفظ حمل بر معنای شرعی می کنیم .

حقیقت متشرعه :‌زمان پیامبر را حقیقت شارع و بعد از پیامبر اکرم را متشرعه می گوییم .

حقیقت شارع :‌یعنی این الفاظ این معنا را پیدا کرده در زمان پیامبر.

و بر خی می گوید که در زمان پس از پیامبر این الفاظ این معانی را گرفته است یعنی زمان متشرعه .

فرق حقیقت شرعیه و متشرعه :‌حقیقت شرعیه در زمان پیامبر ،‌خود پیامبر الفاظ را برداشتند و به این معنای حقیقی تبدیل کردند . از نماز به صلاه . در زمان پیامبر کم کم این لفظ صلاه آنقدر بکار رفته شد تا به مرور تکرار شده و معنای حقیقی پیدا کرده است. ولی متشرعه می گویند در زمان پیغمبر به معنای مجازی بوده و به مرور تکرار شده و معنای حقیقی پیدا کرده است.

مجاز : ‌استعمال لفظ درغیر معنای مجاز و در معنای واقعی حقیقت نیست.

 حقیقی :‌استعمال لفظ در معنای مجاز و در معنای واقعی حقیقت گویند .

وضع : از نظر لغت به معنای قراردادن است و موضع یعنی محل قرار گرفتن .

الفاظ وضع شدن برای بیان یک سلسله معانی ،‌که به این عملیات، عملیات وضع می گویند . الفاظی که از آنها استفاده می کنیم از سه حالت خارج نیست :‌

1-فرد معینی آمده آن را وضع کرده

 2-فرد خاصی الفاظ را اختراع کرده است .

3-واضع ندارد.

هر لفظی مال یک معنی است و هر معنایی هم لفظ معین خودش را دارد.

واضع :‌

1-معین (تعیینی )             خدا

                                                غیر خدا (پیامبر)

2-غیر معین (تعیّنی )                                

3-ندارد.

صاحب کتاب می گوید که واضع همه چیز خداست . یعنی زبان و همه چیز را خدا خلق کرده استو در قرآن آمده که خدا واضع همه زبانهاست . یعنی خداوند به حضرت آدم ، یاد داده است .

پاسخ :‌ما معتقدیم که همه چیز را خدا خلق کرده است . و خدا در انسان قوه‌ای گذاشته است که با آن انسان توانایی هر کاری را دارد. پس وقتی خدا به انسان این قوه را داده ،‌کاملاً مشخص است  که انسان توانایی این کار را دارد. اگر قبول کردیم واضع فرد معینی است پس تعیینی است و اگر بگوییم فرد معینی تعیین نمی کند واضع تعیّنی است .یعنی غیر معین است .

آنهایی که حقیقت شرعیه را قبول دارند می گویند که واضع خداست و یا پیغمبر است و واضع معین است . اما آنهایی که حقیقت شرعیه را قبول ندارند می گویند متشرعه .

کثرت استعمال باعث می شود لفظی در معنای جدید حکم حقیقت را پیدا کند به مرور زمان .

عوارض :             1- ذاتی :‌ زوجیت برای عدد 2

                                    2- غیر ذاتی : جزء ‌ذاتش نیست . مثل خندیدن برای انسان . عرض است .

موضوع اصول فقه :‌از حجیت 4 ادله معروف بحث می شود.

  • کتاب (قرآن )
  • سنت            قول                   
  • عقل            فعل
  • اجماع تقریر

استفاده از این ادله برای استنباط احکام شرعی است که مساله علم اصول می باشد.

استطراد : موضوعی که موضوع اصلی ما نیست . یعنی حاشیه ای است.

«هدف اصلی علم اصول                                   استنباط احکام شرعی »

الفاظ وضع شدن برای بیان یک سلسله معانی – به عملیات قرار گرفتن یک یا چند معنی می گوییم عملیات وضع . واقع خود لفظ را معین میکند . د رحقیقت شرعیه خود شارع الفاظ را مشخص می کند . ولی در حقیقت متشرعه بخاطر بکار بردن زیادی معانی برای عملی و کاربرد زیاد و تاکید این معانی در اثر کثرت استعمال به کار برده شد.

حکم شرعی :‌1- واقعی                   2- ظاهری

  • حکم شرعی واقعی :‌حکمی که می کنیم عین همان چیزی است که خواست خدواند است . مثل نماز دلیلی که مارا به حکم واقعی می رساند ،دلیل اشتهادی ،مثل آیات ،‌قرآن – کتاب – سنت – عقل – اجماع
  • حکم شرعی ظاهری : آن حکمی که ما از ظاهر آن ادله‌ای که ما در اختیارمان است پیدا می کنیم . مثل لباس نجس را نمی دانید که نجاست اش بر طرف شده یا خیر ؟ ادله ای که ما را به اینجا می رساند  ادله فقاهتی  است.

صلوه          معنای ابتدایی لغوی            دعا= مجموعه ای از اعمال عبادی مرکب از تکبیره الاحرام ،قیام رکوع و غیره …آیا لفظ صلاه وضع می شود که هم بر نماز کامل و هم بر نماز ناقص ؟

برای صحیح وضع شده ،‌نماز با تمام شرایط ،‌ضوابط صحیح و درست خوانده شود.

-آیا در روایات الفاظی که برای صلاة مشاهده می کنیم کامل است ؟

 

ویژه داوطلبان آزمون دکتری
No votes yet.
Please wait...
ارسال دیدگاه