کد خبر: 2120

تاریخ بروزرسانی : 1396/01/23

سرفصل های درس علوم قرآنی

No votes yet.
Please wait...
کانال تلگرام آزمون دکتری

نام بسته درسی: علوم قرآن

—————————————————————————————

فهرست 

فصل اول:عناوین و اسامی قرآن کریم

نام های مشهور قرآن

معانی ذکر در قرآن

نکات کلیدی

فصل دوم:وحی الهی

معنای لغوی وحی

کیفیت نزول وحی از زبان خود

نکات کلیدی

فصل سوم:نزول قرآن کریم

تاریخ آغاز نزول وحی

کیفیت نزول کتب آسمانی بر انبیا

حکمت های نزول تدریجی آیات قران

چهار مرحله تحریم خمر

نخستین آیاتی که بر پیامبر نازل شد

نکات کلیدی

فصل چهارم:آیه

معنای اصطلاحی آیه

تعداد آیات قرآن و مکاتب مربوط به آن

شناخت آیات مکی و مدنی

خصوصیات کلی و قطعی آیات مکی

نکات کلیدی

فصل پنجم:سوره

معنای اصطلاحی سوره

ادله توقیفی بودن ترتیب کنونی سوره های قرآن

نام گذاری سوره های قرآن

حکمت و فواید تقسیم قرآن به سوره ها

نکات کلیدی

فصل ششم:فواتح سور و حروف مقطعه قرآن

فواتح سور

انواع حروف مقطعه

بررسی بهترین نظر راجع به مدلول حروف مقطعه

نکات کلیدی

فصل هفتم:تعداد حروف و کلمات قرآن

تعداد کلمات قرآن

محتوا و مطالب قرآن

نکات کلیدی

فصل هشتم:پیامبر امی

احتمالات مختلف درباره امی بودن پیامبر

نظر خاورشناسان درباره امی بودن پیامبر

رد نظریه خاورشناسان

ادله امی بودن پیامبر اسلام

نکات کلیدی

فصل نهم:نگارش قرآن ، هم زمان با حیات پیامبر (ص)

نخستین کاتب وحی در مکه و مدینه

معروفترین کاتبان قرآن

ادله موافقان جمع و ترتیب قرآن در زمان پیامبر

ادله مخالفان جمع و تدوین قرآن در زمان پیامبر

نکات کلیدی

فصل دهم:جمع و تدوین قرآن کریم

حفظ و به خاطر سپردن آیات قرآن

حفاظ قرآن در عصر صحابه

نکات

فصل یازدهم:قرائت قرآن

معنای لغوی قرایت

رابطه قرایت با کتابت

نظر اهل سنت درباره روایت احرف سبعه

اختلاف قرایات موجب تضاد و تناقض در قرآن نیست

نکات کلیدی

فصل دوازدهم:لهجه قرآن و منشأ اختلاف قرائات

منشأ اختلاف قرایات

بررسی حدیث احرف سبعه

ادله نزول قرآن به لهجه قریش

رابطه لغت و ادب جاهلی با لهجه قرآن از نظر خاورشناسان

نکات کلیدی

فصل سیزدهم:جمع و تدوین قرآن پس از رحمت پیامبر (ص)

علی (ع)نخستین جامع و مدون قرآن پس از رحلت رسول خدا(ص)

ویژگی های مصحف علی(ع) از دیدگاه علما

سرنوشت مصحف علی (ع)

مصاحف موجود منسوب به علی (ع)

نکات کلیدی

فصل چهاردهم:جمع و تدوین قرآن در زمان

انگیزه جمع قرآن در زمان ابوبکر

منابع و روش کار زید بن ثابت در جمع آوری قرآن در زمان ابوبکر

میزان موفقیت ابوبکر در ترتیب سور قرآن

آرای صحابه درباره جمع ابوبکر

نکات کلیدی

فصل پانزدهم:جمع و تدوین قرآن در زمان عثمان

انگیزه عثمان برای جمع آوری و تدوین قرآن

گروه گردآورندگان قرآن و هماهنگی آنها با یکدیگر

نظارت دقیق بر قبول آیات در جمع عثمانی

تعداد مصاحف عثمانی

احراق و سوزاندن مصاحف

نکات کلیدی

فصل شانزدهم:اصلاح شیوه نگارش قرآن کریم

نفط و اعجام

سابقه نقطه گذاری حروف متشابه در خط

موضع مسلمین نسبت به استفاده از مشخصات املایی در نگارش قرآن

ورود هنربه عرصه نگارش قرآن

نکات کلیدی

فصل هفدهم:اسباب النزول

معنی لغوی اسباب

معنی اصطلاحی اسباب النزول

آزمون خودسنجی

آزمون خود سنجی با پاسخ

بخش دوم

وجوه و نظایر

عام و خاص قران

مجمل و مبین قران

ناسخ و منسوخ

مفهوم و منطوق

حصر و اختصاص

مطلق و مقید

حقیقت و مجاز

تشبیه و استعاره

کنایه و تعریض

تناسب آیات با یکدیگر

ایجاز و اطناب

خبر و انشاء

معرفت تفسیر و تأویل و ضرورت نیاز به آن

آزمون خودسنجی با پاسخ

منابع این بسته درسی

نام های مشهور قرآن

درمورد تعداد نام های قرآن بعضی از علما مبالغه کرده اند و اوصافی راکه در قرآن برای کلام الهی آمده است ، به عنوان نام های قرآن گرفته اند . قاضی شیذله 55 نام برای قرآن ذکر کرده که بیشتر آن ها ، اوصاف قرآن هستند ؛از جمله : نور، هدی،موعظه،حبل و ……. .

قرآن با هر تعبیری که از آن یاد شود عبارت از کلمات و آیات الهی است که از هر جهت اعجاز آمیز بوده و بر پیامبر(ص) نازل شده و هیچ گونه تحریفی درآن صورت نگرفته است .

درمیان نام های کلام الهی این نام ها شهرت بیشتری دارند: قرآن ،فرقان،کتاب،ذکر و تنزیل .

قرآن

این نام حدود 58 بار درقرآن آمده است ؛مانند : “انه لقرآن کریم” (واقعه /77) و” فاذا قرأت القرآن فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم ” ( نحل /98).

فرقان

این کلمه هفت بار در قرآن بکار رفته که دو مورد به معنای قرآن ،دو مورد به معنای تورات و سه مورد به معانی دیگر آمده است ؛ مانند : ” تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرًا” (فرقان /1) در این آیه فرقان به معنای قرآن است .

دلیل نام گذاری قرآن به فرقان :

الف)ابن عباس : چون قرآن ،فارق (جداکننده)حق و باطل است فرقان نامیده شده است .

ب)بعضی می گویند چون قرآن انسان را به نجات و موفقیت می رساند ، فرقان نامیده شده است . آیه “یا ایها الذین آمنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقاًنا “(انفال/29) مؤید همین معنا است ؛زیرا فرقان درآن به معنای نجات دهنده است.

کتاب

واژه کتاب حدود 255 بار درقرآن آمده که در بسیاری از موارد منظور از آن قرآن است ،مانند:”الر تلک آیات الکتاب و قرآن مبین “(حجر/1) . کتاب به معنای گرد هم آمدن است و به این دلیل به هر نوشته ای کتاب گویند که حروف وکلمات،درآن گرد هم آمده اند. درقرآن نیزآیات و قصص و احکام گرد هم آمده اند.

در منابع فقهی ،قرآن به کتاب معروف است .

ذکر

معانی ذکر درقرآن و دلیل نام گذاری

الف) چون قرآن بندگان را به فرائض و احکام یادآور می شود ،ذکر نامیده شده است : “و هذا ذکر مبارک انزلناه …. ” (انبیاء/50) “انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون ” (حجر/9).

ب) ذکر در قرآن به معنای شرف نیز به کار رفته است: “لقد انزلنا الیکم کتابًا فیه ذکرکم …..”(انبیاء/10)،یعنی شرف شما در آن است .

تنزیل

“وانه لتنزیل رب العالمین “(شعراء/192). ازآن جهت قرآن “تنزیل” نامیده شده که آیات آن از طریق وحی به تدریج بر پیامبر (ص) نازل شده است . مشهور است “تنزیل” به معنای نزول تدریجی و “انزال” به معنای نزول دفعی به کار رفته است .

&نکات کلیدی

نام های مشهور قرآن :

الف) قرآن :

  • این نام حدود 58بار درقرآن آمده است .
  • نظر علما راجع به کلمه قرآن : 
  • شافعی :قرآن ،ابتدائاً (ارتجالاً) برای کلام الهی وضع شده است .
  • زجاج و قتاده: چون قرآن جامع ثمرات کتب آسمانی پیشین است ،مشتق از قرء به معنای جمع آوری است .
  • لحیانی و ابن عباس :قرآن ،مصدری است به معنای مفعول ؛ یعنی تلاوت شده وخواندنی .
  • اشعری: چون حروف و کلمات قرآن با یکدیگر پیوستگی دارند ،قرآن از قرن به معنای ضمیمه کردن و پیوستن چیزی به چیز دیگر گرفته شده است .
  • فراء : قرآن ،مشتق از قرائن جمع قرینه است؛چون هریک از آیات ،قرینه و مؤید آیات دیگر است .

ب) فرقان

1- 7 بار در قرآن به کار رفته که 2 مورد آن به معنای قرآن است .

2- دلیل نامگذاری:

1- ابن عباس: چون قرآن فارق حق و باطل است .

2- چون قرآن نجات دهنده انسان ها است .

ج) کتاب

1- حدود 255 بار در قرآن بکار رفته است .

2- چون درقرآن حروف و کلمات گرد هم آمده اند ،کتاب نامیده شده است .

د) ذکر : در قرآن به دو معنای یاد آوری و شرف باررفته است.

ه ) تنزیل : قرآن از آن جهت که تدریجی نازل شده ،تنزیل نامیده شده است .

بعضی از علما در تعداد نام های قرآن مبالغه کرده اند و اوصاف کلام الهی را به جای نام آن گرفته اند. 

معنای لغوی وحی

اصل وحی به معنای سخن پوشیده است  بعداً به هر سخنی که به طور پنهانی به دیگری القا شود به گونه ای که دیگران از آن آگاه نشوند،اطلاق شده است . بنابراین وحی به معنای اشاره سریع و نهانی است .

انواع رابطه نهانی (وحی) خداوند با انبیا(طبق آیه 51 سوره شوری )

  • القای معنا و مقصود بر قلب پیامبر (ص) بدون واسطه فرشته وحی .
  • سخن گفتن با پیامبر (ص) از پس پرده ،مانند سخن گفتن خداوند با موسی (ع) از پس درخت .
  • القای امری به فرشته وحی تا او وحی الهی را بدون کم و کاست به یکی از انبیا ابلاغ (وحی) کند .

کیفیت نزول وحی

علاوه بر پیامبر اسلام (ص) بر پیامبران دیگر نیز وحی الهی نازل می شده که نام 2 تن از آنان در قرآن آمده است . به عنوان مثال در آیه های 163و164 سوره نساء آمده است :”انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح و النبیین من بعده و اوحینا الی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الأسباط و عیسی و ایوب و یونس و هارون و سلیمان و آتینا داود زبورًا *و رسلاً قد قصصنا هم علیک من قبل و رسلاً لم نقصصهم علیک و کلم الله موسی تکلیما ” .

البته نزول وحی بر پیامبر اسلام (ص) غالباً توسط جبرائیل بوده ، در حالی که وحی برانبیای دیگر ، گاهی در خواب و گاهی از پس پرده و گاهی به وسیله فرشته وحی صورت می گرفته است . وقتی پیامبر (ص) به یهودیان فرمود که قرآن را جبرائیل بر وی نازل می کند ، آن ها گفتند : ما با جبرائیل دشمنیم ؛ زیرا او برای ما تکالیف دشواری فرود آورد ، لذا به کتابی که او آورده ایمان نمی آوریم . خداوند در جواب آنان فرمود : ” قل من کان عدوًا لجبریل فانه نزله علی قبلک بإذن الله …. ” ؛ بگو اگر کسی دشمن جبرائیل باشد [ درحقیقت دشمن خدا است ؛ چرا که ] او به فرمان خدا قرآن را برقلب تو نازل کرده است . (بقره/97)

نام های جبرائیل در قرآن

  • جبریل : قل من کان عدوًا لجبریل ….. (بقره /97)
  • روح الأمین : نزل به الروح الامین (شعراء /193)
  • رسول کریم : انه لقول رسول کریم (تکویر/19)

کیفیت نزول وحی از زبان خود پیامبر (ص)

حارث بن هشام از رسول خدا (ص) پرسید : “وحی چگونه بر شما نازل می شود ؟” فرمود : ” گاه صدایی همانند صدای جرس به گوش من می رسید و وحی ای که به این صورت بر من نازل می شد سخت بر من گران و سنگین بود ،سپس این صداها قطع می شد و آن چه را جبرائیل می گفت فرا می گرفتم . و گاهی جبرائیل به صورت مردی بر من فرود می آمد و سپس با من سخن می گفت و من گفته های او را حفظ می کردم “.

درست است که وحی به صورت اول سخت تر بوده است و خداوند درباره آن می فرماید : ” انا سنلقی علیک قولاً ثقیلاً” (مزمل /5) ؛ اما وحی در هر صورت سنگین و سخت بوده است ؛ به شکلی که هرگاه وحی بر آن حضرت نازل می شد از پیشانی مبارکشان عرق فرو می ریخت . خود ایشان می فرمایند : ” فما من مره یوحی الی الا ظننت ان نفسی تقبض “؛هر بار وحی برمن نازل می شد این تصور درمن پدید می آمد که جانم گرفته می شود .

ما در مورد کیفیت نزول وحی به همین مقدار اکتفا می کنیم ؛زیرا وحی مسأله ای فوق ادراک بشری است و نمی توان به کنه آن پی برد.برخی افراد برای توجیه وحی کوشش هایی کرده اند ؛ اما فقط مسأله را پیچیده تر نموده اند.

تاریخچه کوتاهی درباره نزول وحی بر پیامبر اسلام (ص)

رسول خدا (ص) پیش از بعثت ، غالباً از مردم کناره می گرفت و درخلوتگاهی دور از مردم مانند غار حراء به عبادت و تفکر می پرداخت . آن حضرت گاه یک ماه در غار حراء به تنهایی به سر می برد . دراین گوشه گیری ها که عرب آن را تحنث می نامد موفقیت هایی نصیب پیامبر اسلام (ص) شد ؛ زیرا در این فرصت ها به بررسی و مطالعه در آفرینش جان و جهان می پرداخت تا آن جا که زمینه رویاهای صادقانه برای آن حضرت فراهم آمد و بالأخره منجر به نبوت آن حضرت شد . وی در حدود 40سالگی در روز دوشنبه 17رمضان یا 27رجب (دوازده سال پیش از هجرت به مدینه ) مطابق با 6 اگوست یا اول فوریه 610میلادی به مقام نبوت رسید . خود آن حضرت چنین می فرماید : ” در غار حرا در خواب به سر می بردم که جبرائیل بر من وارد شد و برایم پاره ای از دیبا که کتابی ونوشته ای در آن بود آورد و گفت بخوان …. تا سه بار این وضع تکرار شد و در آخرین بار به من گفت بخوان . گفتم چه چیزی بخوانم ؟ گفت : ” اقرء باسم ربک الذی خلق *خلق الانسان من علق *اقرء و ربک الکرم *الذی علم بالقلم *علم الانسان ما لم یعلم ” (علق /5-1) پس از آن جبرائیل از کنارم دور شد ومن بیدار شدم ، چنان که گویی کتابی در قلبم نوشته شد . از غار بیرون آمدم و به نیمه راه کوه رسیدم . دراین اثنا ندایی به گوشم رسید که می گفت : “ای محمد ،تو رسول خدایی و من جبرائیلم ” به راه خود ادامه دادم و هرگامی بر می داشتم با ترس و بیم آمیخته بود تا به خانه رسیدم ” .

پیامبر (ص) وقتی به خانه می رسد ، خدیجه (س) از علت رنگ پریدگی او می پرسد و ایشان ماجرا را نقل می کند . خدیجه ماجرا را با ورقة بن نوفل – که مردی بصیر و آگاه بوده است – درمیان می گذارد . ورقه او را بشارت می دهد که او پیامبر این مردم است و به خدیجه می گوید که به آن حضرت عرض کند پایدار باشد . [لازم به توضیح است آیت الله معرفت در کتاب “تاریخ قرآن” ،ضمن نقل داستان ورقه بن نوفل ، آن را یکی از ده ها داستان ساخته شده توسط کینه توزان دو قرن اول اسلام می داند. ایشان می گوید : ” چگونه پیامبری که مدارج کمال راطی نموده و از مدت ها پیش نوید نبوت را در خود احساس کرده است ،در آن موقع حساس نگران می شود و به خود شک می برد  سپس با تجربه یک زن و پرسش از یک مرد که اندک سوادی دارد این نگرانی از وی رفع می شود و اطمینان به پیامبری خود پیدا می کند ؟! این داستان علاوه بر منافات با مقام شامخ نبوت ، با ظواهر آیات و روایات اهل بیت نیز مخالف است ” . ایشان دلایل دیگری نیز برای رد این داستان می آورد . ]

نوشته اند وقتی پیامبر (ص) از غار حرا بازگشت برای مدتی وحی منقطع شد ، که بین سه روز تا سه ماه بودن این مدت در میان علما اختلاف نظر وجود دارد . جابر بن عبدالله انصاری نقل می کند که پیامبر (ص) فرمود :” پس از آن که چندی در غار حرا مجاور بودم از آن جا بیرون آمدم و به وادی رسیدم . ندایی از آسمان به گوشم رسید و همان فرشته ای راکه پیش از این دیده بودم در آسمان مشاهده کردم و بیمناک شدم و به سوی خانه بازگشتم . وقتی به خانه رسیدم گفتم مرا بپوشانید . [و پیامبر (ص) این جمله را سه بار تکرار کرد . ] مرا پوشانیدند ؛ دراین اثنا این آیات نازل شد :

” یا ایها المدثر * قم فأنذر * و ربک فکبر * و ثیابک فطهر * و الرجز فاهجر ” (مدثر /5-1).

پس از آن ، نزول وحی تا پایان عمر آن حضرت تداوم یافت .

ویژه داوطلبان آزمون دکتری
No votes yet.
Please wait...
ارسال دیدگاه